الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : سيد حسين محفوظى اهوازى )

45

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )

( 1 ) 2 - محمد نجار « محمد نجار » مىگويد : « امّا حقانيّت حسين عليه السّلام در خلافت ، مسأله‌اى است كه دلهاى اكثريت مردم آن را مىپذيرد ، ولى اين دلها چه ارزشى دارند ، اگر شمشيرها آن را تأييد نكند ، با اين وصف قيام لازم نيست ؛ زيرا رهبرى پايين‌تر با وجود فرد برتر ، جايز است چرا كه على بن أبي طالب عليه السّلام معتقد به حقانيت خود در خلافت بود ، ولى بر كسى قيام نكرد » « 1 » . ( 2 ) نجار ، معتقد است كه خلافت يزيد شرعى بوده ! و از نوع امامت ضعيف‌تر مىباشد كه نزد آنها ، جايز است . . . ولى ، امامت ضعيف‌تر با وجود برتر ، با ادلهء فراوان علمى ، بطلانش محرز گشته و متكلمان شيعه ، ادلهء قاطعى بر نادرستى آن اقامه نموده و گفته‌اند التزام به آن ، قيام بر منطق و شورش بر هدايت اسلام است كه در احكامش ، از سنتهاى زندگى و آنچه مصلحت عامه اقتضايش را منطق ندارد ؛ زيرا اين امر ، نابودى شايستگيها و شورش بر مصلحت امت را دربردارد و قرآن كريم ، برابر شمردن اين دو را ناپسند دانسته است آنجا كه خداى تعالى مىفرمايد : هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ « 2 » . « آيا كسانى كه دانا هستند با آنها كه نادانند ، برابرند ؟ » . ( 3 ) و آن‌گونه كه اصوليون مىگويند ، اگر اين قاعده را بپذيريم ، بازهم بر خلافت يزيد ، منطبق نمىشود ، زيرا وى ، به اجماع مسلمين ، فضلى نداشته ، بلكه انسانى مسخ شده بوده كه دست در كار جنايت داشته و در منكرات ، غوطه‌ور گشته بود و قيام بر وى ، شرعا واجب بوده است .

--> ( 1 ) الدولة الاموية في الشرق ، ص 102 - 103 . ( 2 ) سوره زمر / 9 .